خرید بک لینک

درباره سایت

روزمرگی های خانم توت فرنگی

آخرین مطالب

امکانات وب

دلم برای اون زمانی تنگ شد که نصف شب بخاطر یه کابوس بد از خواب میپریدم.بعدش که فکروخیال خوابمو میبرد میرفتم مامانمو بیدار می کردمو می گفتم مامان خوابِ بد دیدم.میذاری دستتو بگیرم؟اونم تو بغلش منو جا میدادو دستمو میگرفتو من همه ی ترسا و غمای دنیا از یادم میرفت.

خدایا داری واسه چی آمادم میکنی؟چرا داری هرروز تنهاترم میکنی؟

برچسب: نویسنده: ستایش طباطبایی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی