
تو اتوبوس نشستم.بک ساعته تو راهم هنوز این تهران لعنتی تموم نشده.حالم ازین شهر بهم می خوره. شالم از سرم افتاده تصمیم گرفتم درستش نکنم.این هوا حق منم هست! از وقتی مامانش اومده کوچه روبروییمون سرکار, از سایه خودمم می ترسم.تهران به این بزرگی با این همه جمعیت اخه باید میومدی میفتادی کوچه روبرویی ما؟کیو بزنم اخه؟ حالا افتادی سرت سلامت.اتقدر جاسوسی نکن.انقدر فضولی نکن.انقدر از روی عکس تلگرامو اینستا من راجع به من قضاوت نکن.انقدر تهمت نزن.صدامو میشنوی؟ معلومه که نمیشنوی!اگه بجای دیدن یکم منو,یکم پسرتو میشنیدی الان مشکلاتت حل شده بود!مشکلاتمون یعنی!! خدایا او...
ادامه مطلب