
نمی دونم اقای توت فرنگی اینجارو می خونه یا نه.امیدوارم اگه می خونه خیلی از دستم ناراحت نشه. دیروز دومین سیگار زندگیمو کشیدم.از صبح حالم افتضاح بود.شب قبلش کلی کار کردم.درسای دانشگاه,آشپزی,خرید...بعدشم بی خوابی زده بود به سرم.صبح با کسالت از خواب بیدار شدم و حسابی گرفته بودم.دم ظهری امانوئل(همکار جدید) برامون قهوه ارمنی درست کردِخوردم بهتر شدم اما بازم دلم می خواست.رفتم دوباره ازش خواستم دم کنه اونم آماده داشتو برام ریخت.لیوان دومو که خوردم دنیا دور سرم چرخید.بدنم داشت آتیش می گرفت.سرم داشت منفجر می شد.حالت تهوع شدید گرفتم. تایم نهار نتونستم تحمل کنم رف...
ادامه مطلب