
مثلا يروز از سرکار يا دانشگاه يا بازار بيام خونه,ببينم برام کيک شکلاتى پختن با قهوه داغ. رو ميزى با گلاى سرخ و سفيد ريز,روشم يه گلدون سبز مليح گذاشتن پر از رز و مريم. اونطرف ميزم نشسته با يه لبخند.ترجيحا يکمم آفتاب تابيده باشه.آشپزخونم سفيد باشه ...
ادامه مطلب